بنیانگذاری نظام باورها در کودکان

نظام باورها در کودکان

ما عقیده داریم وقتی فرزندی به دنیا می آید و پا به جهان هستی می گذارد همچون یک دیسک خام و آماده ی نوشتن است. ما به عنوان والدین او این وظیفه را داریم که باورهای فرزندانمان را بسازیم. این بسیار مهم است که بدانیم و آگاهانه بر روی باورهای فرزندانمان کار کنیم و به عبارت دیگر بنیانگذاری نظام باورها در کودکان را از پایه درست و اصولی بنا کنیم.

نظام باورها در کودکان چگونه شکل می گیرد؟

کودکی که به تازگی چشم گشوده تا دنیای اطرافش را ببیند ، تا زمانی که مرحله فهم یعنی ۲ سالگی برسد همه چیز برای او سوال بر انگیز است و همه چیز را با تعجب می نگرد. او حتی در مورد آب جوش نمی داند و ممکن است تنها با دست زدن به آن و سوختن بفهمد که آن چیز خطرناکی است.

بسیاری از پدرها و مادرها باورغلط و مشترک دارند و آن این جمله است که گاهی تکرار می کنند ، “او طفل است هنوز چیزی نمی فهمد.” آنها این موضوع را نمی دانند که کودکشان شاید نتواند آنچه را که می بیند درک کند یا توضیح دهد ولی زمانی که بزرگتر می شود تمام آن مسایل که در ضمیر ناخودآگاه وی نقش بسته یکی پس از دیگری خود را آشکار می سازد. و او بدون آنکه خود بداند چگونه دارای یک باور غلط است، دائماً این سوال را از خود خواهد پرسید چرا من این عادت را دارم؟ چرا من ادم نا امیدی هستم؟ و از این قبیل سوالات. و تنها مسبب اصلی این اشتباه در بنیانگذاری نظام باورها در کودکان کسی نیست جز والدین وی.

یک مثال روشن از شکل گیری یک باور در کودک

کودکی ۴-۵ ساله را تصور کنید. پدر وی می خواهد به او کاری بسیار ساده را محول کنید، بعنوان مثال به کودک بگوید از آن اتاق کتابم را بیاور. مادر مخالفت می کند و می گوید چرا به کودک این کار را سپرده ای او نمی تواند!… بله “او نمی تواند” همین دو کلمه کار را برای همیشه برای آن کودک خراب می کند. او با این “او نمی تواند”ها رشد خواهد کرد و بزرگ خواهد شد و در نوجوانی و جوانی واقعاً نخواهد توانست… چرا؟ زیرا او خود را باور ندارد، و از طرفی در نظام باورهایش “او نمی تواند” نقش بسته است.

قانون اول

برای بنیانگذاری نظام باورها در کودکان به شکل صحیح و اصولی هرگز در حضور او نگوئید او نمی تواند، هرگز نگویید او هنوز بچه است و نمی فهمد، هر گز نگویید او ضعیف است…. این واژگان منفی در بزرگسالی او را نابود خواهد ساخت. در عوض سعی کنید او را عاقل، بزرگ و توانا جلوه دهید.

قانون دوم

با تعریف و تمجید اضافی او را تنبل نکنید. ممکن است درس کودکتان خوب باشد. اگر در حضور او به دیگران بگویید فرزندم درسش خیلی خوب است، معلمش در کلاس هرچه بگوید او حفظ می کند و نیازی به خواندن کتاب ندارد و استعدادش بسیار بالاست… با اینکه در خانه درس نمی خواند اما موفق است….

باور کنید با این جملات کار بجایی خواهد کشید که او درس خواندن را در همان دوران متوسطه رها خواهد کرد. چرا که شما این باور در او به وجود آورده اید که با خود بگوید “من که درسم خوب است چرا بخوانم؟” و به مرور تنبل و تنبل تر شده و در نتیجه درس را بیهوده خواهد انگاشت یا آنقدر عقب می افتد که دیگر رغبتی برای جبران نخواهد داشت. بنابراین در باورسازی اشتباه نکنید. همیشه هر جمله مثبتی باور مثبت ایجاد نمی کند.

قانون سوم

در قانون سوم برای بنیانگذاری نظام باورها در کودکان باید علایق و استعدادهایشان را بسنجید. پیشنهاد می شود برای این کار با قرار دادن کودک در موقعیت های مختلف کاری و عاطفی و غیره… به اعمالش دقیق شوید تا کشف کنید به چه چیزی علاقه دارد، بعنوان مثال کودکی که از دو سه سالگی به پیچ گوشتی و سیم و باطری و این موارد علاقه نشان می دهد ممکن است استعدادی نهفته در زمینه الکترونیک داشته باشد. لذا در این مسیر شما باید جملات تاکیدی را به او گوشزد نمایید تا با تکیه بر تکرارهای شما باورش  در زمینه پیشرفت در الکترونیک به مرور ساخته شود.

 

مثالهای زیادی وجود دارند که تنها با توجه و دقت و مطالعه والدین می تواند به آن جامعه عمل پوشانید، اگر برای بنیانگذاری نظام باورهای در کودکان نکوشید، هر شکست او در بزرگسالی ، عدم مسئولیت پذیری شما را نشانه خواهد گرفت.

امتیاز 5 از 1 رای

4 دیدگاه برای “بنیانگذاری نظام باورها در کودکان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *