مدیریت نظام باورها

مدیریت نظام باورها

تصور کنید سیستم نظام باورهای شما شبیه به یک کتابخانه حاوی قفسه های متعدد و پر از کتاب است. عموماً در کتابخانه های عمومی کتابها را بر اساس موضوع و به ترتیب الفبایی یا شماره دار کردن مشخص می نمایند. سپس در یک دفتر یا کامپیوتر نام کتاب و قفسه مربوطه به همراه طبقه و ستون و سلول برای هر کتاب ثبت می شود. بنابراین با مراجعه یک شخص برای تهیه کتاب به راحتی میتوان به آن دسترسی پیدا نموده و پس از تحویل نیز مجدد بر سر جای قبلی اش برگرداند. حال برای مدیریت نظام باورها نیز باید به همین شکل اقدام نمود، اما چرا؟ در ادامه با ما همراه باشید تا دلایل آن را بیان نماییم.

مدیریت نظام باورها چه اهمیتی دارد؟

وقتی صحبت از نظام باورها به میان می آید ممکن است فکر کنید که صرفا به داشتن تعدادی باور درست و غلط نظام باورها می گویند… خیر اینگونه نیست. نظام باورهای شما شامل همه ی خواسته ها و آرزوهایتان و همه چیزهایی که از آنها متنفرید یا یدتان می آید نیز می شود. همچنین در نظام باورهای شما که ضمیر خود آگاه و ناخود آگاهتان گرداننده ی آن هستند، نیز حضور دارد. بنابراین نظام باورها مجموعه ای از تفکرات و احساسات و باورهای شماست که اگر در جای درست استفاده درستی از آن نشود ممکن است موقعیت های بسیاری را از دست داده و یا شکست های متوالی را تجربه کنید.

گام اول: شک ها را بیابید

برطرف کردن شک

برای گام اول مدیریت نظام باورها لازم است ابتدا کمی با خودتان کمی خلوت کرده و موضوعات مهمی را که روزانه با آنها سر و کار دارید به خاطر بیاورید، سپس در بین آنها کنکاش کنید و ببنید کدامیک از باورهایتان بر سر دوراهی قرار گرفته و به اصطلاح شک کرده اید.

اگر دقت کرده باشید مراجع تقلید همگی معتقدند اگر بر سر نماز شک کردید بر خواندن یا نخواندن بخشی از آن باید دوباره آن را بخوانید، اگر بصورت عمیق تر بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم بحث بر سر این است که شما در حال شکرگزاری خداوند یکتا بودید، و اگر شکی پدید آمده پس در حین شکرگزاری حواستان جای دیگری بوده، و از آنجاییکه عبادت شما باید کاملا با خلوص و حضور صورت بگیرد واجب است آنرا از ابتدا ادا نمایید. اگر باوری دارید که دچار شبهه در آن هستید، ریشه آن را بیابید، و با استفاده از روشهایی که در مباحث قبلی گفته شد حلش کنید. دوگانگی در باورها به معنی نداشتن باور است.

گام دوم: باورهای مشکل دار اصلاح نمایید

باورهای مشکلدار

چه باوری مشکل دار است؟ اجازه بدهید یک مثال بزنیم. فرض کنیم شما یک فروشنده هستند و کارتان را بسیار خوب بلدید و باور دارید که موفق می شوید. و مدام تکرار می کنید که “من موفق می شود چون خودم را باور دارم”. اما موضوعی موازی با آن ذهنتان را درگیر می کند.

مثلا این موضوع موازی میتواند حس بدی نسبت به کیفیت کالا یا خدماتی که ارائه می دهید باشد، یا اینکه احتمال می دهید مشتری آن را نپسندد و بعد از خرید پشیمان شود. بسیار خب، خوشبختانه این درد لاعلاجی نیست، اگر احیاناً به چنین مشکلاتی در باورهایتان برخوردید بهتر است مسأله را با روشهای مختلفی حل کنید، مثلا از مشتریان قبلی بخواهید رضایتشان را کتباً اعلام کرده و آنرا مانند یک آلبوم به همراه داشته باشید، یا در وبسایتتان درج کنید تا مشتری های بعدی ببینند. یا اگر از پشیمان شدن مشتری می ترسید، بهتر است شرایطی را برای قبل و بعد از فروش تعیین کنید تا هیچ راه برگشتی باقی نماند. بنابراین اگر اطمینان خاطر پیدا کنید مشکلتان نیز حل خواهد شد.

گام سوم: برای فردایتان برامه ریزی کنید

برنامه ریزی

می دانیم که ضمیر ناخودآگاه ما یک تصمیم گیرنده سرخود است و امری را اطاعت و اجرا میکند که قبلا خودمان خواسته یا ناخواسته برایش تعریف کرده ایم. بنابراین ممکن است با یک تصمیم اشتباه کارتان را خراب کند.

ولی با مدیریت نظام باورها این اتفاقات کمتر رخ خواهد داد. لذا بهتر است هر شب قبل از خواب، برنامه فردایتان را بنویسید و مواردی را که مشخصاً قرار است فردا انجامشان دهید مانند رفتن بر سر قرار و چیزهایی که قرار است بگویید، یا در یک جلسه ای حاضر شوید و… همگی را بنویسید و در جلوی هرکدام شرح دهید که قرار است چگونه برخورد کنید و چه بگویید و چه بپوشید و چه بخورید و همه جزئیات لازم. با اینکار باعث می شوید تا ضمیر ناخودآگاه نوشته هایتان را مدنظر قرار داده و برای ارائه هر کدام از موارد اندکی تأمل کند، بعبارتی به شما اجازه فکر کردن و انتخاب خواهد داد.

 

امتیاز 0 از 0 رای

2 دیدگاه برای “مدیریت نظام باورها

  1. اشتراک ها: قانون جذب چگونه کار می کند و چه مراحلی دارد ؟ - گروه تحقیقاتی سیف

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *